در این قسمت، یک سریال تاریخی را معرفی می‌کنم که اگه طرف‌دار سریال‌هایی مثل Game of Thrones یا Vikings بوده باشید، از تماشایش لذت خواهید برد؛ چون از هردو مورد به‌تر است!
با سریال Last Kingdom آشنا شوید.

 

اگه اهل تماشای فیلم و سریال‌اید، من رو در شبکه‌های اجتماعی یا یوتیوب یا پادگیر مورد علاقه‌تون دنبال کنید و منتظر قسمت‌های بعد باشید.

توییتر پادکست چی ببینم | توییتر حامد | اینستاگرام حامد | لینکدین حامد | کانال تلگرام | کانال یوتیوب

صفحه‌ی پادکست در anchor | در google podcasts | در apple podcasts | در spotify | در castbox | در stitcher | در podchaser

 

بشنوید

روی یکی از پلیرها کلیک کنید.

 

متن پیاده‌شده‌ی صدای این قسمت:

سلام، من حامد درخشانی هستم و شما دارید پادکست چی ببینم رو می‌شنوید. این قسمت: یه سریال خفن تاریخی.

[موسیقی تیتراژ]

بعد از موفقیت گیم آو ترونز (Game of Thrones)، بین شبکه‌های تلویزیونی و البته بیننده‌های این شبکه‌ها و سریال‌بین‌ها کلا یه اشتهای سیری‌ناپذیری بود برای سریال‌های جدید در ژانر فانتزی، تاریخی و ترکیب این دو تا دقیقا مثل گیم آو ترونز.

البته واقعیت اینه که سریال گیم آو ترونز هیچ جنبه‌ی تاریخی‌ای نداشت، کاملا فانتزی و تخیلی بود. ولی خب همین‌که توش یه چند نفر بودن که شمشیر دست‌شون بود، باعث می‌شد که یه ظاهر شبه‌تاریخی پیدا کنه، یه تم تاریخی در واقع به خودش بگیره تا حدودی. و خیلیا خب به همین جنبه‌ی سریال علاقه‌مند بودن و در نتیجه بعد از اتمام گیم آو ترونز به‌خصوص، خیلیا دنبال چنین سریالایی می‌گشتن.

یکی از سریالایی که خیلی از مخاطبین گیم آو ترونز رفتن سمتش بعد از تموم شدن این سریال مثلا وایکینگز (Vikings) بود. وایکینگز خب خیلی جنبه‌های مختلف گیم آو ترونزو تو خودش داشت؛ جنبه‌هایی که خیلیا دوست داشتن رو -احتمالا منهای اژدهاها- تو خودش داشت. و خیلیا خلأ گیم آو ترونزو می‌خواستن با این سریال پر کنن.

منم تقریبا فکر کنم همون دوران بود که برگشتم به وایکینگز. یادمه که موقع اومدنش یه نگاهی انداختم بهش و خیلی دوست نداشتم. بعد برگشتم و تا فصل چهارم نگاه کردم ولی بعدش گند زد این سریالم واقعا. سریال خیلی جالبی نبود. در نتیجه دنبال یه سریال تاریخی دیگه می‌گشتم از همون دوران. چند تا سریال مختلفم نگاه کردم, عمدتا سریالای بی‌بی‌سی و چند تا آمریکایی. ولی هیچ‌کدوم خیلی جذاب نبودن. تا این‌که رسیدم به موضوع این قسمت از پادکست، یعنی سریال لست کینگدوم (Last Kingdom).

این سریال، هم از سریال وایکینگز به نظر من به‌تره و هم حتی از قسمت‌های بزرگی از گیم آو ترونز. با این بخش دوم نظرم احتمالا خیلیا مشکل داشته باشن ولی واقعا فکر می‌کنم که لست کینگدوم از خیلی جهات از گیم آو ترونز هم برتره در واقع.

سریال لست کینگدوم (Last Kingdom) براساس مجموعه رمان‌های سکسون استوریز (Saxon Stories) ساخته شده که نویسنده‌شون برنارد کورنول (Bernard Cornwell) ـه و رمانای محبوبی‌ان و خیلیم خوب دارن به سناریوی یه سریال تبدیل می‌شن.

کتابای این مجموعه تا الان دوازده جلدن و جلد سیزدهم -که جلد آخرم هست- به زودی منتشر خواهد شد. سریال تا الان چهار فصل داره؛ جمعا ۳۶ قسمت. و مدت‌زمان ۳۶ قسمت روی هم تقریبا ۳۲ ساعته. فصل پنجم تقریبا قطعیه اومدنش؛ با این‌که اعلام رسمی نشده. و با توجه به فواصل حدودا یک‌ونیم‌ساله‌ای که بین -هر فصل- هر دو فصل در واقع تا این‌جا بوده، احتمالا اواخر سال ۲۰۲۱ برسه.

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  ۶ سریال علمی تخیلی که باید ببینید

 

با توجه به این‌که لست کینگدوم سریال محبوبی برای نتفلیکس محسوب می‌شه و هر فصل کم‌وبیش وقایع دو تا کتابو پوشش می‌ده، می‌تونیم انتظار جمعا شیش یا هفت فصل سریال داشته باشیم و یه پایان درست و حسابی؛ برخلاف گیم آو ترونز و حتی وایکینگز، که البته دومی هنوز تموم نشده ولی با توجه به مسیری که اومده، احتمالا بعیده که بتونه گند گذشته‌شو جبران کنه. تقریبا می‌تونیم مطمئن باشیم که سریال تا این‌جا خیلی خوب جلو اومده -تا این‌جاشو که مطمئن‌ایم خوب جلو اومده- و تقریبا می‌تونیم مطمئن باشیم که به این مسیر می‌تونه ادامه بده و پایان خوبی هم داشته باشه براساس کتاب‌ها.

فصل یک و دو توسط بی‌بی‌سی ساخته شدن با شراکت نتفلیکس و هرکدوم هشت قسمت دارن. فصل سه و چهار اختصاصی نتفلیکس‌ان -فقط برای نتفلیکس ساخته شدن- و هرکدوم ده قسمت دارن. بازی‌گرا عمدتا ناشناس‌ان و همواره در حال تغییر ولی نقش شخصیت اصلی رو الکساندر دریمون (Alexander Dreymon) بازی می‌کنه و در کنارش بازی‌گرایی مثل دیوید داوسون (David Dawson) و ایان هارت (Ian Hart) و میلی بریدی (Millie Brady) و مارک راولی (Mark Rowley) هم حضور دارن.

امتیاز سریال از IMDB (آی‌ام‌دی‌بی) ۸٫۴ از ۱۰ و از Rotten Tomatoes (راتن تومیتوز) ۹۱ از ۱۰۰ ـه. و با توجه صحنه‌های خشن و جنسی‌ای که داره، اصلا توصیه نمی‌کنم که با خانواده ببینیدش.

فصل اول با معرفی کاراکتر اصلی و وضعیت تاریخی انگلیس در سال ۸۶۶ میلادی شروع می‌شه که سال‌هاست تحت حملات پی در پی وایکینگان و از هفت قلمرو یا کینگدوم که کل انگلیسو تشکیل می‌دن، عملا فقط وسکس مونده که در مقابل این حملات تونسته خودشو حفظ کنه.

شروع داستان یه مقدار ریتم کندی داره ولی هر چی می‌ریم جلوتر، داستان پخته‌تر می‌شه و کاراکتر اصلی ما هم همین‌طور. اسم کاراکتر اصلی‌مون اوترده. اوترد بچه‌ی حاکم یکی از قلمروهای انگلیس به نام نرت‌آمبریاست که در قلعه‌ی ببنبورگ زندگی می‌کنه. قطعا من یه سری از این تلفظا رو من دارم اشتباه، دقیق تلفظ نمی‌کنم. توی سریال، خودتون تلفظ دقیق‌ترشو و بریتیش‌شو خواهید دید.

بعد از کشته شدن برادر بزرگ‌ترش، اوترد تبدیل می‌شه به وارث این قلمرو. توی قسمت اول، حمله‌ی وایکینگا رو می‌بینیم که نتیجه‌ش -بدون لو دادن جزئیات بیش‌تر- می‌شه اسارت اوترد. اوترد می‌ره با یکی از حاکما و فرماندهین بزرگ وایکینگا زندگی می‌کنه که اسمش رگناره.

البته این، اون رگنار لوتبروک سریال وایکینگز نیست. و اگه وایکینگزو دیدید و در این مورد کنج‌کاوید، باید بگم که از لحاظ تاریخی لست کینگدوم جلوتر از وایکینگزه؛ از لحاظ زمانی. و تقریبا اون‌جایی که وایکینگز تموم خواهد شد، تازه شروع لست کینگدومه.

در واقع در انتهای قسمت اول سریال با یه کاراکتر اصلی مواجه‌ایم که از لحاظ تولد و غسل تعمیدش توی بچگی، یه انگلیسی مسیحیه ولی از لحاظ بزرگ شدنش، یه وایکینگ معتقد به خدایان سرزمین‌های شمالی.

این تیکه‌ی اول سریال که مربوط به دوران بچگی شخصیت اصلیه، خیلی سریع رد می‌شه. و می‌رسیم به دوران جوونی اوترد. که من باز داستان رو لو نمی‌دم ولی وقایع یه جوری جلو می‌رن که اوترد می‌شه یکی از فرماندهای سپاه پادشاه وسکس یعنی آلفرد.

همون‌طور که گفتم، در طول فصل یک می‌شه به وضوح رشد کاراکتر اصلی و بلوغ تدریجیش رو دید؛ به‌خصوص توی دو سه قسمت آخر. و باز بدون این‌که داستانو لو بدم، می‌خوام به یه صحنه از قسمت آخر فصل یک اشاره کنم. که یکی از شخصیتای اصلی سریال تقریبا می‌آد همینو به کاراکتر اصلی‌مون می‌گه، به اوترد می‌گه.

بعد از یه جنگ بزرگه، یه صحنه‌ست که می‌آد به سمت اوترد و می‌گه که به خاطر تمام کارایی که کردی و تمام چیزایی که بهم نشون دادی ازت ممنون‌ام. و فکر می‌کنم که یه جورایی داره از طرف بیننده هم تشکر می‌کنه. این حس به بیننده دست می‌ده که داره از طرف مام از اوترد تشکر می‌کنه؛ به خاطر لذتی که دیدن این بلوغ تدریجی و شاهد رشد این کاراکتر بودن در طول زمان برای ما داشته.

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  7 سریال کمدی که باید ببینید

 

اگه بعد از تماشای قسمت اول سریال تا آخرش بتونید تشخیص بدید که دوست دارید این سریالو ادامه بدید یا نه و احتمالا براتون جذاب خواهد بود یا نه، باید بگم که این‌جاست دقیقا: در قسمت پایانی فصل یکه که مطمئن می‌شید از این تصمیم‌تون. و این‌جاست که کاراکتر، یه مسیری رو طی کرده. یه اتفاقات مهمی که تو زندگیش افتادن، دردها و رنج‌هایی که تحمل کرده، روی هم جمع شدن. و این چیزایی که در طول زندگیش از دست داده، روی شخصیتش تاثیر گذاشتن. که این پروسه در فصل‌های بعدی هم البته ادامه خواهد داشت. ولی این‌جاست که می‌تونید یه جورایی اون کاراکتری که در فصل‌های آینده خواهید دید رو برای اولین بار لمس کنید و واقعا بدونید که چه جور آدمیه. آدمی که همیشه کار درست رو سعی می‌کنه بکنه؛ تقریبا همیشه. حرف درست رو بگه، حرف حق رو بگه. و خیلی نمی‌ترسه از این‌که نتیجه‌ی این کارها و این حرف‌ها برای خودش چی خواهد بود.

از نظر من که کاراکتر فوق‌العاده جذابیه اوترد؛ یکی از به‌ترین کاراکترایی که در چند وقت اخیر دیدم. و فکر می‌کنم که شما هم اگر سریال رو چند فصل جلو برید -به‌خصوص حداقل فصل یک و دو رو نگاه کنید- واقعا شما هم مثل من به این کاراکتر علاقه‌مند خواهید شد و دنبالش خواهید کرد.

فصل دوم از لحاظ خطوط داستانی و کاراکترای جدیدی که معرفی می‌کنه، فوق‌العاده‌ست واقعا. و به نظر شخص من، از جنبه‌ی داستانی به‌ترین فصل از بین چهار تا فصل پخش‌شده‌ی سریاله. یه سری لحظه‌ها و یه سری کاراکترا و دیالوگا توی این فصل هستن که مطمئن‌ام -اگه تماشا کنید- به این زودیا از یادتون نخواهند رفت و تا سال‌ها احتمالا باهاتون خواهند موند.

فصل سوم و چهارم -همون‌طور که گفتم- اختصاصی نتفلیکس‌ان، توسط نتفلیکس تولید شدن و مثل باقی سریالایی که از نتورکای معمولی می‌آن نتفلیکس، از لحاظ بصری خیلی به‌تر شدن و تماشاشونم طبیعتا جذاب‌تره. ضمن این‌که داستانم هم‌چنان مهیج و غیرقابل‌پیش‌بینی جلو می‌ره. و باز به نظر خودم، فصل سوم با یه فاصله‌ی خیلی کمی بعد فصل دو از لحاظ داستانی خیلی جذابه. دو قسمت آخر فصل سه هم واقعا فوق‌العاده‌ان، خیلی خیلی جذاب‌ان. و داستان به یه جایی می‌رسه و کاراکترا به یه جایی می‌رسن که اصلا واقعا این دو قسمت خودشون اندازه‌ی یه سریال ارزش دارن. فوق‌العاده اپیزودای جذابی‌ان. تک‌قسمت نگاه کنیم، واقعا جزو به‌ترین تک‌قسمتایی هستن که می‌تونید توی یه سریال انتظارشو داشته باشید.

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  8 سریال پلیسی جنایی که باید ببینید

 

نکته‌ی آخری که می‌خوام بگم، اینه که موسیقی سریال هم واقعا خیلی موسیقی جذابیه، خیلی خوب ساخته شده با توجه به کاراکترا و داستان و صحنه‌هایی که می‌بینیم. و خیلی خوب روی این صحنه‌ها نشسته و مکمل بسیار خوبیه برای سریال. احتمالا اگه سریالو تا آخر ببینید -این چهار فصلی که پخش شده- موسیقی‌شم جدا دنبالش برید و برای مدت‌ها به موسیقیش هم گوش کنید. موسیقی خیلی خوبی داره.

برای این‌که داستانو لو ندم، دیگه بیش‌تر از این توضیح نمی‌دم. فصلای بعدی رو کلا می‌ذارم به عهده‌ی خودتون که برید تماشا کنید و ازش لذت ببرید. فقط اینو می‌گم که اگه ژانر تاریخی رو دوست دارید و یه سریال می‌خواید با یه داستان جذاب، کاراکترایی که یا به شدت عاشق‌شون می‌شید یا ازشون شدیدا متنفر می‌شید، اتفاقات تراژیکی که اشک‌تونو درمی‌آرن و اتفاقای خوبی که باعث لبخندتون می‌شن و کلی هیجان مابین اینا، لست کینگدوم (Last Kingdom) رو از دست ندید.

[موسیقی تیتراژ]

از این‌که با این قسمت از پادکست چی ببینم هم‌راه بودید، به شدت ازتون ممنون‌ام. امیدوارم که هم‌چنان هم‌راه من بمونید در قسمت‌های بعدی، اکانت توییتر پادکست رو فالو کنید یا پادکستو توی پادگیرهای مختلف پیدا کنید و دنبالش کنید و با اشتراک‌گذاری و معرفی پادکست به دوستان‌تون و کسایی که اهل فیلم و سریال دیدن‌ان، مشوق من باشید برای به‌تر شدن پادکست و ادامه دادنش؛ پرقدرت‌تر از قبل.

بازم از هم‌راهی‌تون ممنون‌ام. تا قسمت بعد، عزت زیاد…


به دیگران هم برسانید